یکی از ملاکهای انتخاب رئیس جمهور از دید امام خمینی

              بسم الله الرحمان الرحیم.

            امام خمینی، 9 دی 1358، موضوع سخنرانی «ملاکهای ریاست جمهوری»، عیناً به نقل از صحیفۀ امام، عیناً به نقل از سی دی ی مجموعه آثار امام خمینی:

«و پس از اینکه همه اوصافش را به دست آوردید و او را شخصى دانستید که لیاقت دارد براى یک همچو مسندى و مى‏تواند این مملکت را به طورى که خدا مى‏خواهد اداره کند تا آن حدودى که در اختیار اوست، و شخصى است که تعهد به اسلام دارد، اعتقاد به قوانین اسلام دارد، در مقابل قانون اساسى خاضع است و اصل صد و دهم ظاهراً که راجع به ولایت فقیه است، معتقد است و وفادار است نسبت به آن، یک همچو شخصى را شماها خودتان انتخاب کنید و گروههاى مردم را هم وادار کنید که یک همچو شخصى را انتخاب کنند و از تفرقه بپرهیزند.»

پایان نقل بیانات امام خمینی.

با توجه به این که مصداق ِ «دارنده ی ولایت فقیه»، طبق قانون اساسی، در زمان این بیانات امام خمینی،  منحصراً شخص امام خمینی بوده است، ظاهراً درست خواهد بود اگر قسمتی از این بیانات امام خمینی را این گونه روشنتر و واضحتر بگوئیم:

«در زمان حاضر، پس از بررسی ی همه ی اوصاف، شخصی را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کنید که به ولایت این جانب [= امام خمینی] معتقد است و به ولایت این جانب [= امام خمینی] وفادار است.» 

             http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/7591/C/khamenei-tanfiz-600717-001.jpg 

 

                http://www.rajanews.com/Files_Upload/4160.jpg 

 

               http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/9/9a/Banisadr_dastboosi.jpg

نظرات 10 + ارسال نظر
صدرالدین مشتاق نایینی جمعه 3 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:44

سید آخرش کار دست خودت می دی ها!

دانیال جمعه 3 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 18:45 http://www.danieljafari.com

تا وقتی سنت دست بوسی در این مملکت هست، در بر همین پاشنه خواهد چرخید

زیتون جمعه 3 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 19:50 http://zatun3013.persianblog.ir

ولی اقای خامنه ای به ولایت امام خمینی نه متعقدبوده نه وفادار
درخاطرات ناطق نوری امده که وقتی امام خمینی گفت بنظرمن موسوی برای نخست وزیری دراین ایام (جنگ)مناسب است ولی اختیاربارئیس جمهورومجلس است /مضمون کلام
اقای خامنه ای میگوید این حکم است شما بنویسد امام خمینی میگوید نظراست حکم نیست ونمی نویسد که امروزه به کینه اقای خامنه ای ازامام تعبیرمیشه که سبب زندانی فرزندان امام جناب موسوی وکروبی و...شده است یعنی همان بلائی راکه ظرف ۱۱ظهرقهراحمدی نژاد بروزاقای خامنه ای اورد تقاص بی ادبی او به امام خمینی بوده است نمیشه صرفا بانگاه به دستبوسی یک نفرگفت او مرید است احمدی نژادازاین بوسه هابدترش راداشت
رسم است مردم دست مراجع تقلیدرامی بویسند اززمان طاغوت رسم بوده است وبوسیدن دست امام توسط بنی صدرهم همین حکم رادارد نه بیشتر
انحرافات وفاقد قدرت تحلیل سیاسی بودن درست همین بلاهارابروزایران اورده وانراعقب مانده نگه داشته است

زیتون جمعه 3 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 19:55 http://zatun3013.persianblog.ir


انحرافات وفاقد قدرت تحلیل سیاسی بودن درست همین بلاهارابروزایران اورده وانراعقب مانده نگه داشته است چندپست رفتارمتضادهمسرشهیدفاطمی رادرج کرده اید اگرایشان قدرت تحلیل سیاسی میداشت نه بدیدارسرکرده متحجرین یعنی احمدی نژادمیرفت نه ازاوتعریف میکردنه امروزدوباره درچاه انهامی افتد وبعنوان عضوجریان انحرافی دستگیرمیشد

زیتون جمعه 3 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 19:57 http://zatun3013.persianblog.ir

ازمعجزات بلاگ اسکای این که وقتی کامنت نمی پذیردابتدایک گل بگذاری تابپذیرداگرگل گذاشتی نپذیرفت حذف کنی ویک کلمه بنویسی

سیدعباس سیدمحمدی - زیتون شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 05:49 http://seyyedmohammadi.blogsky.com

سلام دوست عزیز.
به نظر می رسد شما از دست بوسان مخلص آقای خمینی رحمت الله علیه هستی.
و ظاهراً مطلب تفسیردار «ولایت» را مافوق مطلب واضح «قانون» می دانی. آقای خامنه ای در زمانی که رئیس جمهور بود، اختیار نصب و عزل نخست وزیر را داشت. چنان که نخست وزیر اختیار نصب و عزل وزیران را داشت. آقای خمینی رحمت الله علیه، اگر «ولایت» ایشان، به معنای این است که نخست وزیر و وزیر و رئیس مجلس و ... به نظر ایشان نصب شود و عزل شود، پس چرا قانون اساسی تصویب شد؟ شاید بگوئید منافات ندارد قانون اساسی و ولایت. من هم همی گویم:

بر فرض که غیر معصوم ولایت شرعی داشته باشد، و بتوان عقلاً یا نقلاً یا عقلاً + نقلاً ثابت کرد غیر معصوم ممکن است ولایت شرعی داشته باشد، و بر فرض که بتوان ثابت کرد غیر فقیه ولایت شرعی ندارد یعنی ولایت شرعی ی غیر معصوم (که فرض کردیم ممکن است وجود داشته باشد) باطل است و ولایت شرعی ی غیر معصوم منحصر است در افرادی که به قوه ی استنباط احکام شرعی رسیده اند و قوه ی استنباط آنها به تأیید خودشان یا به تدیید فردی / افرادی مانند خودشان رسیده است، با همه ی این فرضها بنده گمان می کنم «ولایت» وقتی قانون اساسی رسمیت یافت و به امضای متقابل ولی فقیه و مردم رسید، بر اساس

یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود

و اگر اشتباه نکنم اوفوا «بالعهود» هم هست در احادیث ما، میزان ولایت شرعی ی ولی فقیهآ ان قسمتش که مربوط به حکومت وحکمرانی است، همان است که در قانون اساسی آمده، یعنی

ولایت (بر فرض که وجود داشته باشد) همان اختیارات و وظایفی است که در قانون اساسی برای ولی فقیه پیش بینی شده، و نه ولی فقیه بیش از آن اختیارات دارد، و نه شایسته است مقامهای مادون ولی فقیه را «ولایتمداری شان» را این گونه محک زد که ببینیم آیا حاضرند هر دستور و هر حکمی را اطاعت کنند یا نه.

قروز شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 10:16

سلام و عرض ارادت.
به نظر من گردیدن بر محور ولایت فقیه به طور خاص و اسلام به طور عام مایه ی تبعیض در انتخاب ریاست جمهوری مملکت ایران خواهد بود. اسلام به طور عام و ولایت فقیه به طور خاص بنا بر مبانی خود نمی توانند نسبت به ناهمکیشان بی تفاوت باشند. از بنیادگرایان باید صرف نظر کنیم اما روشنفکری دینی از دید من باید از خود بپرسد ایا زمانی خواهد رسید که زیر بیرق هر گونه حکومت اسلامی یهودیان یا مسیحیان یا زرتشتیان یا حتا بهاییان به عنوان شهروندان ازاد ایرانی به همان اندازه امکان نامزد شدن در پست ریاست جمهوری را داشته باشند که مسلمانان اسلامیان یا اسلامولوگ ها دارند. به دیده ی من مدعیان دموکراسی دینی باید موضع خودشان را در این باب روشن کنند. دست بوسان که اهمیتی ندارند مهم این است که ببینیم اهالی دموکراسی وقتی پای اعتقادات دینی شان در میان می اید می توانند نسبت به ان بی طرف باشند. عمده دلیل این دست دموکرات های دینی در رد امکان ریاست جمهوری اقلیت های مذهبی جمعیت کم این اقلیت هاست. و چون تعداد شیعیان را در ایران بیشتر می دانند معتقدند که حکومت باید شیعی باشد ان هم از نوع دوازده امامی و ان هم از نوع ولایت فقیهی و ولایت فقهی.
با عرض پوزش دوست عزیز جناب سید محمدی. به عنوان یک سوال شخصی ایا امکان دارد به من پاسخ دهید نظرتان در مورد برگزیده شدن بهاییان یا زرتشتیان یا حنا سنی مذهبان ایران به عنوان رئیس جمهوری ایرانزمین چیست؟ ایا از نظرگاه دینی شما چنین چیزی محتمل هست و اگر نیست چرا؟

به نظر من زیر چتر یک مفهوم فرهنگی از ایران امکان بیشتری برای همدل شدن ما ایرانیان به سوی دموکراسی وجود دارد و درست برخلاف ان اسلام همیشه به واسطه ی مبنای ایمانی اش میان اقشار مختلف جامعه مرز می کشد و زاینده ی تبعیض است. مبنای اسلام قبیله ی بزرگی به اسم امت اسلامی است که در هر صورت اسلامیان را برتر از غیر اسلامیان می نشاند. اما مفهوم فرهنگی ایران می تواند گروه های مختلف جامعه را ریز سایه بان خود قرار دهد بدون این که از نظر عقیدتی تبعیضی میان شهروندان قائل شود. گفتم مفهوم فرهنگی ایران تا ان را از نزادگرایی متمایز کنم. زیرا من از نظر فکر فلسفی جهانوطنم اما از دید یک شهروند ایرانی نیز بومی گرایی ام به معنی سفت چسبیدن به سنت های بعضا تبعیض گر نیست بلکه به معنای گرایش به افق های باز همه ی ملت هاست. و به مانند گوته بر انم که اگر هر فردی از دستاوردهای فکری چند هزار سال تمدن بشری و من جمله تمدن مدرن بهره ای نبرده باشد بیهوده زیسته است.
من یک سوال کلی از دوستان مذهبی ام دارمُ چرا اصلا باید اسلام و مذهب را در کانون مسائل دنیای جدید ایران قرار داد. از ان جا که به نظر خودم این سوال مهمی است خواهش دارم اگر دوستان مایلند و به مانند اقای ستاریان سوال پرسیدن را عیب نمی شمارند کمی به این مطلب بپردازند.
من هنوز درگیر امتحاناتم خوشبختانه تاکنون همه چیز خوب پیشرفته است. اما بر انم که بعد از امتحانات پاسخ مبسوطی به نقد-مانند! اقای ستاری بدهم تا روشن شود که حتا ان نقد- مانند هم تا چه اندازه مبتنی بر پیشداوری ها و خام داوری های دینی است و ...
با تقدیم درود به همه ی دوستان.

زیتون شنبه 4 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 10:37 http://zatun3013.persianblog.ir

کاملاصحیح است ولایت فقیه یعنی ولایت قانون
درغیراینصورت میشوددیکتاتوری
اماولی فقیه یک جنبه حقوقی دارد یک جنبه شخصی
ازلحاظ حقوقی باید طبق قانون عمل کند ازنظرشخصی مثل همه میتواند اظهارنظرکند دراینجاهم گفته شد ایشان نظرشخصی اش راکه هرکس میتواند بگوید گفته است وقانونی نقض نشده است صلاح میدانسته زمان جنگ مدیریت تغییرنکند حق ازرئیس جمهورضایع نشده است رئیس جمهورمیتوانسته کس دیگری راانتخاب کند
حالاتحت شرایط افکارعمومی نتوانسته دلیل نمیشودالان کینه به دل داشته باشد وانتقام گیری کند وکشوررا به قهقهراببرد

فرزانه یکشنبه 5 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:59 http://www.elhrad.blogsky.com

سلام
واقعیت بسیار تلخ است .

قبول کردن آن برای کسانی که دل می بازند سخت تر

فرزانه دوشنبه 6 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 08:32 http://www.elhrad.blogsky.com

از سخنرانی امام خمینی در 18 خرداد 1360 :

" لکن این را باید همه بدانند که آن روزی که من احساس خطر برای جمهوری اسلامی بکنم، آن روزی که من احساس خطر برای اسلام بکنم، آن روز این‏طور نیست که باز من بنشینم نصیحت کنم؛ دست همه را قطع خواهم کرد."

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد